مدیر عامل :علی اصغر بایراملو
پخش کلیه لوازم تاسیسات گرمایش از کف و برای شما دانش اموزان عزیز به زودی نرو افزارهای اموزشی نیز خواهیم داشت
ادرس :ارومیه-سه راه باکری روبروی بانک کشاورزی ساختمان رز طبقه سوم واحد ۴
تلفن :۲۲۴۵۸۳۵-۰۴۴۱
مدیر عامل :علی اصغر بایراملو
پخش کلیه لوازم تاسیسات گرمایش از کف و برای شما دانش اموزان عزیز به زودی نرو افزارهای اموزشی نیز خواهیم داشت
ادرس :ارومیه-سه راه باکری روبروی بانک کشاورزی ساختمان رز طبقه سوم واحد ۴
تلفن :۲۲۴۵۸۳۵-۰۴۴۱
|
برنامهريزي عبارتست از فرايندي داراي مراحل مشخص و به هم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمات. برنامه بياني روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصميمات است.
□ ارتباط بين مديريت و برنامه ريزي برنامه ريزي يكي از وظايف مديريت است. هر مديري با پنج وظيفه برنامه ريزي سازماندهي بكارگماري رهبري و كنترل روبروست.
از جنبه ماهيت، برنامهريزي داراي انواع برنامهريزي فيزيكي، سازماني، فرايند، مالي، وظيفهاي و عمومي است. از جنبه افق زماني، برنامهريزي را ميتوان در قالب برنامهريزي كوتاهمدت، برنامهريزي ميان مدت و برنامهريزي بلندمدت دستهبندي كرد.
□ برنامه ريزي چگونه انجام ميشود؟ بيشتر برنامهريزيها بر اساس ديدگاه عقلايي، داراي شكل آرمانها و اهداف- طرحها و اقدامات- منابع موردنياز هستند. در اين مدلها ابتدا آرمانها و اهداف سازمانها تبيين شده، سپس طرحها و اقدامات لازم تعيين و در نهايت منابع موردنياز براي انجام پروژه برآورد ميگردند.
تغيير در شرايط محيط، سياستها، نگرشها، ديدگاهها، ساختارها، نظامها و . . . عواملي هستند كه بر آرمانها و اهداف برنامهريزي تأثير گذاشته كه در نهايت باعث تغيير برنامه ميگردند. برنامهريزي در شكل اشاره شده در فوق ظرفيت و توانايي مقابله با چنين تغييراتي را نداشته و منجر به شكست ميگردد. اين شرايط موجب رشد اين تفكر شد كه در برنامهريزي بايد بتوان با تغييرات، جهت حركت سازمان را تغيير داد و جهت و رفتار جديدي را در پيش گرفت. اين نگرش زمينهساز ابداع برنامهريزي استراتژيك شد. بر خلاف برنامهريزي سنتي كه در آن آرمانها و اهداف تعيين ميشوند در برنامه ريزي استراتژيك، هدف تبيين و تدوين استراتژي است. بسته به نوع، تنوع و ماهيت تغييرات موجود در محيط ميتوان تركيبي از برنامهريزي سنتي و برنامهريزي استراتژيك را به كار برد.
□ برنامه ريزي بلند مدت و برنامه ريزي استراتژيك دو عبارت برنامه ريزي استراتژيك و برنامه ريزي بلند مدت اغلب به جاي يكديگر بكار ميروند اما داراي تفاوتهاي اساسي هستند. برنامهريزي بلند مدت بر ديدگاه عقلايي (آرمانها و اهداف- طرحها و اقدامات- منابع موردنياز) استوار شده است. در برنامه ريزي بلند مدت نقش تغيير و تأثير محيط كمتر مورد توجه قرار ميگيرد. برنامه ريزي استراتژيك بر تغيير و شرايط محيطي متمركز ميشود و براي برخورد با آنها استراتژيهاي مناسب اتخاذ ميكند. استراتژي برنامه، موضع، الگوي رفتاري، پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت و سوي ديدگاهها و جهت حركت سازمان را نشان ميدهد. استراتژي ميتواند تحت سطوح سازماني، وظايف و محدوده زماني متفاوت تعريف شود. برنامهريزي استراتژيك گونهاي از برنامهريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژيهاست. از آنجايي كه استراتژي ميتواند عمر كوتاه يا بلند داشته باشد برنامهريزي استراتژيك ميتواند برنامهريزي بلندمدت يا كوتاهمدت باشد اما رويكردي متفاوت دارد. □ مزاياي برنامه ريزي استراتژيك مديران را به سازمان علاقمند ميكند. تغييرات محيطي را به سازمان نشان ميدهد. در كسب درك روشن از سازمان به مديران كمك ميكند. ديدي هدفمند از مسائل مديريت ارائه ميدهد. باعث هماهنگي و تفاهم در سازمان ميشود. آيندهنگري را در مديران تقويت ميكند. فرصتهاي پيش روي سازمان را مشخص ميكند. قالبي براي اجراي برنامه و كنترل فعاليتها ايجاد ميكند.
□ برنامه ريزي استراتژيك چگونه انجام ميشود؟ برنامه ريزي استراتژيك يك فرايند است. اجراي اين فرايند بايد بر اساس مراحل مشخص و از پيش تعيين شده انجام شود. تعريف مراحل در قالب مدل انجام ميشود. بسته به نوع سازمان، شرايط حاكم بر آن و . . . مدلهاي مختلفي از برنامهريزي استراتژيك توسعه داده شده است. هر فرايند برنامه ريزي استراتژيك بايد بر اساس يكي از اين مدلها اجرا شود.
□ برنامه ريزي استراتژيك در سازمانهاي دولتي عمومي و غير انتفاعي چه ملاحظاتي دارد؟ سازمانهاي دولتي عمومي يا غير انتفاعي ويژگيهايي دارند كه آنها را از سازمانهاي خصوصي و مبتني بر سود و درآمد متمايز ميسازند. مدلهاي برنامه ريزي استراتژيك اين سازمانها بايد قادر باشد اين ويژگيها را در نظر گيرد. چند مدل برنامه ريزي استراتژيك براي اين گونه سازمانها توسعه داده شده است اما بيشتر آنها كارايي لازم را نداشته و مناسب سازمانهاي دولتي عمومي يا غير انتفاعي ايران نيستند. |
□ شركت بهار چه تجربهاي در زمينه برنامه ريزي استراتژيك دارد؟ شركت بهار با مطالعه مدلهاي برنامه ريزي استراتژيك، مدل مناسبي را براي سازمانهاي دولتي عمومي و غيرانتفاعي ايران انتخاب و تطبيق داده است و آن را براي چند سازمان دولتي و دانشگاه اجرا كرده است. موارد انجام شده عبارتند از: • برنامه ریزی استراتژیک پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران • کارگاه آموزشی برنامه ریزی استراتژیک دانشگاه تربيت مدرس • کارگاه آموزشی برنامه ریزی استراتژیک دانشگاه شيراز • برنامه ریزی استراتژیک سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران • مشاوره برنامه ریزی استراتژیک در شهرداري تهران • برنامه ریزی استراتژیک مؤسسه آموزش عالي علمي ـ كاربردي صنعت آب و برق
□ شركت بهار چگونه به سازمان شما در برنامه ريزي استراتژيك كمك ميكند؟ شركت بهار توانايي اجراي برنامه ريزي استراتژيك، مشاوره براي اجراي برنامه ريزي استراتژيك و آموزش فرايند و مفاهيم و مباني آن براي سازمانها را دارد. شركت بهار بر اساس نوع و شرايط سازمان راهكار مناسب را ارائه ميكند.
□ اجراي برنامه ريزي استراتژيك توسط شركت بهار شركت بهار با استفاده از مدل انتخابي در يك محدوده زماني مشخص دور اول برنامه ريزي استراتژيك را براي سازمان اجرا ميكند و در طي اجراي دور اول فرايند برنامه ريزي استراتژيك، سازمان را آموزش ميدهد كه دورهاي بعدي را خود اجرا كند.
□ ارائه مشاوره برنامه ريزي استراتژيك توسط شركت بهار شركت بهار قادر است به سازمانها كمك كند تا مدل مناسب خود را توسعه دهند و فرايند مورد نياز سازمان را به مديران ارائه دهد و تجارب خود را براي برنامه ريزي در قالبهاي مشخص به سازمان انتقال دهد.
□ آموزش برنامه ريزي استراتژيك توسط شركت بهار شركت بهار آماده است تا در خصوص برنامهريزي استراتژيك براي سازمانها سمينار و كارگاه آموزشي ارائه نمايد.
□ انجام برنامه ريزي استراتژيك چه مدت به طول ميانجامد؟ بسته به نوع و خصوصيات سازمان و ميزان مشاركت مديران سازمان، دور اول برنامهريزي بين دو تا شش ماه طول خواهد كشيد.
□ ملزومات انجام برنامه ريزي استراتژيك چيست؟ تعهد و مشاركت مديران و تصميمگيرندگان كليدي سازمان. مدل مناسب. مشاور مجرب. |
خلاصهاي از برنامه ريزي استراتژيك و مدل برايسون
تعريف برنامه ریزی
برنامه ريزي عبارتست از فرايندي داراي مراحل مشخص و بهم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمات. برنامه ریزی فكر كردن راجع به آينده يا كنترل آن نيست بلكه فرايندي است كه ميتواند در انجام اين امور مورد استفاده قرار گيرد. برنامه ريزي، تصميمگيري در شكل معمول آن نيست بلكه از طريق فرايند برنامه ريزي، مجموعهاي از تصميمات هماهنگ اتخاذ ميشود. برنامه ریزی ميتواند براي زمان حال يا آينده انجام شود.
بر طبق اين تعريف، تصميمگيريهاي مقطعي و ناپيوسته و اتخاذ سياستها براي پيشبرد سازمان در زمان حال يا آينده برنامه ريزي نيستند. برنامه ريزي متكي بر انتخاب و مرتبط ساختن حقايق است. حقايق مفاهيم واقعي، قابل آزمون و اندازهگيري هستند. ديدگاهها، عقايد، احساسات و ارزشها به عنوان حقايقي تلقي ميشوند كه فرايند برنامه ریزی بر اساس آنها سازمان داده ميشود. همانطور كه اشاره شد برنامه ريزي صرفاً يك فرايند تصميمگيري نيست بلكه فرايندي شامل روشن ساختن و تعريف حقايق و تشخيص تفاوت بين آنهاست يا به عبارتي گونهاي فرايند ارزيابي است كه در پايان آن، در انتخاب حقايق ارزيابي شده تصميمگيري ميشود.
برنامه بياني روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصميمات است. برنامه خروجي فرايند برنامه ريزي است اما برنامه ريزي يك فرايند پيوسته است كه بيش از اتخاذ هر تصميمي آغاز شده و پس از اجراي آن تصميم ادامه مييابد. برنامهها تهيه شده و اجرا ميگردند.
ويژگيهاي برنامه ریزی
برنامه ريزي يك فرايند ذهني آگاهانه با خصوصيات زير است:
1) تشخيص يك نياز يا انعكاس يك انگيزه
2) جمعآوري اطلاعات
3) مرتبط ساختن اطلاعات و عقايد
4) تعريف اهداف
5) تأمين مقدمات
6) پيشبيني شرايط آينده
7) ساخت زنجيرههاي متفاوتي از اقدامات مبتني بر تصميمات متوالي
8) رتبهبندي و انتخاب گزينهها
9) تعريف سياستها
10) تعريف معيارهاي ابزار ارزيابي برنامه
انواع برنامه ريزي
برنامه ريزي از جنبه ماهيت به برنامه ریزی فيزيكي، برنامه ريزي سازماني، برنامه ريزي فرايند، برنامه ريزي مالي، برنامه ریزی وظيفهاي و برنامه ريزي عمومي دستهبندي ميشوند كه در اينجا منظور از برنامه ريزي، برنامه ريزي از نوع عمومي است. برنامه ریزی عمومي معمولاً تمام ديگر انواع برنامه ريزي را در خود دارد. برنامه ريزي را از جنبه افق زماني ميتوان در قالب برنامه ريزي كوتاهمدت (برنامه ریزی عملياتي و تاكتيكي)، برنامه ريزي ميانمدت و برنامه ريزي بلندمدت دستهبندي نمود.
برنامه ريزي استراتژيك
بيشتر برنامه ریزیها براساس ديدگاه عقلايي، داراي شكل «آرمانها و اهداف ـ طرحها و اقدامات ـ منابع مورد نياز» ميباشند. در اين مدلها، ابتدا آرمانها و اهداف سازمان تبيين شده، سپس طرحها و اقدامات لازم تعيين و در نهايت منابع مورد نياز براي انجام برآورد ميگردند. تغيير در شرايط محيط، سياستها، نگرشها، ديدگاهها، ساختارها، نظامها و . . . عواملي هستند كه بر آرمانها و اهداف برنامه ريزي تأثير گذاشته و در نهايت باعث تغيير برنامه ميگردند. برنامه ريزي در شكل عقلايي فوق، ظرفيت و توانايي مقابله با چنين تغييراتي را نداشته و منجر به شكست ميگردد. اين شرايط موجب رشد اين تفكر شد كه در برنامه ريزي بايد بتوان مطابق با تغييرات، جهت حركت سازمان را تغيير داد و جهت و رفتار جديدي را در پيش گرفت. اين نگرش زمينهساز ابداع برنامه ریزی استراتژیک شد. برخلاف برنامه ريزي سنتي كه در آن آرمانها و اهداف تعيين ميشوند هدف برنامه ريزي استراتژيك، تبيين و تدوين استراتژي است. بسته به نوع، تنوع و ماهيت تغييرات موجود در محيط ميتوان تركيبي از برنامه ريزي سنتي و برنامه ریزی استراتژیک را بكار برد.
تعاريف مختلف و متفاوتي از استراتژي ارائه شده است. در اينجا تعريفي ارائه ميشود كه بتواند مفهوم آن را در برنامه ريزي استراتژيك مشخص نمايد. استراتژي برنامه، موضع، الگوي رفتاري، پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت و سوي ديدگاهها و جهت حركت سازمان را نشان ميدهد. استراتژي ميتواند تحت سطوح سازماني، وظايف و محدوده زماني متفاوت تعريف شود.
برنامه ريزي استراتژيك گونهاي از برنامه ريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژيهاست. از آنجايي كه استراتژي ميتواند داراي عمر كوتاه يا بلند باشد برنامه ریزی استراتژیک ميتواند برنامه ريزي بلندمدت يا كوتاهمدت باشد اما متفاوت از آنهاست.
واژه «استراتژيك» معني هر آنچه را به استراتژي مربوط باشد در بردارد. واژه «استراتژي» از كلمه يوناني «استراتگوس» گرفته شده است كه به معناي رهبري است. برنامه ريزي استراتژيك كوششي است ساختيافته براي اتخاذ تصميمهاي اساسي و انجام اعمالي كه ماهيت سازمان، نوع فعاليتها و دليل انجام آن فعاليتها توسط سازمان را شكل داده و مسير ميبخشد. همانطور كه استراتژي نظامي پيروزي در جنگ است، برنامه ريزي استراتژیک نيز طرق انجام مأموريتهاي سازمان را دنبال ميكند.
مزاياي برنامه ریزی استراتژيك
برنامه ريزي استراتژيك داراي مزاياي زيادي است كه از جمله ميتوان به موارد زير اشاره نمود:
• قبل از پيش آمدن مشكلات احتمالي از وقوع آنها خبر ميدهد.
• به علاقمند شدن مديران به سازمان كمك ميكند.
• تغييرات را مشخص كرده و شرايط عكسالعمل در برابر تغييرات را فراهم ميكند.
• هر نيازي را كه براي تعريف مجدد سازمان ضروري است تعيين ميكند.
• براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده بستر مناسب ايجاد ميكند.
• به مديران كمك ميكند كه درك روشنتري از سازمان داشته باشند.
• شناخت فرصتهاي بازارهاي آينده را آسانتر ميسازد.
• ديدي هدفمند از مسائل مديريت ارائه ميدهد.
• قالبي براي بازنگري اجراي برنامه و كنترل فعاليتها ارائه ميدهد.
• به مديران كمك ميكند كه تا در راستاي اهداف تعيين شده تصميمات اساسي را اتخاذ كنند.
• به نحو مؤثرتري زمان و منابع را به فرصتهاي تعيين شده تخصيص ميدهد.
• هماهنگي در اجراي تاكتيكهايي كه برنامه را به سرانجام ميرسانند بوجود ميآورد.
• زمان و منابعي را كه بايد فداي تصحيح تصميمات نادرست و بدون ديد بلندمدت گردند، به حداقل ميرساند.
• قالبي براي ارتباط داخلي بين كاركنان به وجود ميآورد.
• ترتيبدهي اولويتها را در قالب زماني برنامه فراهم ميآورد.
• مزيتي براي سازمان در مقابل رقيبان به دست ميدهد.
• مبنايي براي تعيين مسئوليت افراد ارائه داده و به موجب آن افزايش انگيزش را باعث ميشود.
• تفكر آيندهنگر را تشويق ميكند.
• براي داشتن يك روش هماهنگ، يكپارچه همراه با اشتياق لازم از سوي افراد سازمان در برخورد با مسائل و فرصتها، انگيزش ايجاد ميكند.
ويژگيهاي برنامه ريزي استراتژیک
فرايند برنامه ريزي استراتژيك اساساً فرايندي هماهنگكننده بين منابع داخلي سازمان و فرصتهاي خارجي آن ميباشد. هدف اين فرايند نگريستن از درون «پنجره استراتژيك» و تعيين فرصتهايي است كه سازمان از آنها سود ميبرد يا به آنها پاسخ ميدهد. بنابراين فرايند برنامه ریزی استراتژیک، يك فرايند مديريتي است شامل هماهنگي قابليتهاي سازمان با فرصتهاي موجود. اين فرصتها در طول زمان تعيين شده و براي سرمايهگذاري يا عدم سرمايهگذاري منابع سازمان روي آنها، مورد بررسي قرار ميگيرند. حوزهاي كه در آن تصميمات استراتژيك اتخاذ ميگردند شامل (1) محيط عملياتي سازمان، (2) مأموريت سازمان و (3) اهداف جامع سازمان ميباشد. برنامه ريزي استراتژيك فرايندي است كه اين عناصر را با يكديگر در نظر گرفته و گزينش گزينههاي استراتژیک سازگار با اين سه عنصر را آسان ميسازد و سپس اين گزينهها را بكار گرفته و ارزيابي ميكند.
بايد توجه داشت كه هر فرايند برنامه ريزي استراتژيك زماني باارزش است كه به تصميمگيرندگان اصلي كمك كند كه به صورت استراتژيك فكر كرده و عمل كنند. برنامه ريزي استراتژیک به خودي خود هدف نيست بلكه تنها مجموعهاي از مفاهيم است كه براي كمك به مديران در تصميمگيري استفاده ميشود. ميتوان گفت كه اگر استراتژيك فكر كردن و عمل كردن در فرايند برنامه ریزی استراتژيك به صورت عادت درآيد، آنگاه فرايند ميتواند كنار گذاشته شود.
برنامه ريزي استراتژیک در بخش دولتي
برنامه ريزي استراتژيك در بخش خصوصي توسعه يافته است. تجارب اخير مبين آن است كه رويكردهاي برنامه ريزي استراتژيك كه در بخش خصوصي تدوين شدهاند ميتوانند به سازمانهاي عمومي و غيرانتفاعي و هم چنين جوامع و ديگر نهادها كمك نمايند تا با محيطهاي دستخوش تغيير، برخوردي مناسب داشته و به شيوهاي كارسازتر عمل كنند. البته اين به آن معنا نيست كه همه رويكردهاي برنامه ریزی استراتژیک بخش خصوصي در بخشهاي عمومي و غيرانتفاعي به يك اندازه كاربرد داشته باشند.
برايسون مدلهاي برنامه ريزي استراتژيك را بررسي كرده و شرايط بكارگيري آنها را در بخشهاي عمومي و غيرانتفاعي مورد تحليل قرار ميدهد و در نهايت خود رويكردي ارائه ميدهد كه در بخشهاي عمومي و غيرانتفاعي قابل كاربرد باشد.
مدل برايسون
نمودار آمده در آخر اين بخش مراحل فرايند برنامه ريزي استراتژيك در قالب مدل برايسون را نمايش ميدهد. همانطور كه اشاره شد اين مدل نتيجه بررسي خصوصيات مدلهاي قبلي و رفع نقاط ضعف آنها براي كاربرد در سازمانهاي عمومي و غيرانتفاعي ميباشد. همانطور كه ملاحظه ميشود اين مدل شامل يك فرايند پيوسته (مطابق با تعريف برنامه ريزي) و تكرارپذير ميباشد كه پيش از اتخاذ هر تصميمي آغاز شده و پس از اجراي آن تصميم ادامه مييابد. در اين جا اين فرايند در قالب ده مرحله شرح داده ميشود. از خصوصيات اين فرايند اين است كه نتايج حاصل از هر مرحله ميتواند در بازنگري يا تكميل مراحل پيش از آن مورد استفاده قرار گيرند.
مراحل فرايند برنامه ریزی استراتژیک در مدل برايسون به شرح زير ميباشد:
(1) توافق اوليه: در اين مرحله ضرورت برنامه ريزي استراتژيك براي سازمان مورد برنامه ريزي بررسي شده و آشنايي با اين نوع برنامه ريزي حاصل ميشود. سازمانها، واحدها، گروهها يا افرادي كه بايد در برنامه ریزی درگير شوند مشخص گرديده و توجيه ميشوند. مراحلي كه در برنامه ريزي بايد انجام شوند شرح داده ميشوند. روش انجام برنامه ريزي، زمانبندي انجام، آييننامههاي مورد نياز براي جلسات و نحوة گزارشدهي مشخص ميگردند. منابع و امكانات لازم تعيين ميگردند.
(2) تعيين وظايف: وظايف رسمي و غيررسمي سازمان «بايد هايي» است كه سازمان با آنها روبروست. در اين مرحله هدف اينست كه سازمان و افراد آن وظايفي را كه از طرف مراجع ذيصلاح (دولت، مجلس و...) به آنها محول شده است شناسايي نمايند. شايد اين هدف به ظاهر خيلي روشن باشد ولي اين واقعيت در بيشتر سازمانها وجود دارد كه بيشتر افراد اختيارات و وظايف سازماني را كه در آن مشغول بكارند نميدانند و اساسنامه آن را حتي براي يكبار مطالعه نكردهاند. از طرف ديگر وظايف محول شده به سازمان عموماً كلي بوده و تمام فضايي را كه سازمان ميتواند در آن فعاليت كند تعريف نميكند. بنابراين ضروري است كه با مطالعه وظايف مكتوب و مصوب سازمان اولاً با آن وظايف آشنا شد (كه از اين طريق بعضي از اختيارات و ذينفعان سازمان نيز شناسايي ميگردند)، ثانياً مواردي را كه در حيطه اختيارات سازمان قرار ميگيرند اما تا بحال كشف نشدهاند، شناخت.
(3) تحليل ذينفعان: ذينفع فرد، گروه يا سازماني است كه ميتواند بر نگرش، منابع يا خروجيهاي سازمان تأثير گذارد و يا از خروجيهاي سازمان تأثير پذيرد. تحليل ذينفعان پيشدرآمد ارزشمندي براي تنظيم بيانيه مأموريت سازمان است. تحليل ذينفعان بسيار ضروري است، چرا كه رمز موفقيت در بخش دولتي و غيرانتفاعي ارضاي ذينفعان كليدي سازمان است. اگر سازمان نداند كه ذينفعانش چه كساني هستند، چه معيارهايي براي قضاوت درباره سازمان به كار ميبرند، و وضعيت عملكردي سازمان در قبال اين معيارها چيست، به احتمال زياد نخواهد توانست فعاليتهايي را كه بايد براي ارضاي ذينفعان كليدي خود انجام دهد، شناسايي كند.
(4) تنظيم بيانيه مأموريت سازمان: مأموريت سازمان جملات و عباراتي است كه اهداف نهايي سازمان، فلسفه وجودي، ارزشهاي حاكم بر سازمان و نحوة پاسخگويي به نياز ذينفعان را مشخص ميكند. علاوه بر اين موارد، اختلافات درون سازماني را مرتفع ساخته و بستر بحثها و فعاليتهاي سازنده و مؤثر را هموار ميكند. توافق بر مأموريت سازمان، تمام فعاليتهاي آن را همسو ميسازد و انگيزش و توجه ذينفعان سازمان خصوصاً كاركنان آن را افزايش ميدهد.
(5) شناخت محيط سازمان: اساس استراتژيك عمل كردن شناخت شرايط است. يك بازيكن موفق فوتبال علاوه بر اينكه از تواناييها و وظايف هر يك از اعضاي تيم خود آگاهي دارد، سعي ميكند شرايط تيم مقابل و نقاط قوت و ضعف هر يك از افراد آن را دريابد و با داشتن اين مأموريت در ذهن يعني پيروز شدن در بازي، در هر لحظه بهترين حركت را انجام دهد. براي اينكه يك سازمان نيز در رسيدن به مأموريت خود موفق گردد بايد شرايط حاكم بر خود را به خوبي شناسايي نمايد. در اين مرحله، محيط خارجي سازمان در قالب شرايط سياسي، اقتصادي، اجتماعي و تكنولوژيكي مورد بررسي قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف آنها براي سازمان تعيين ميگردند. در راستاي شناخت محيط سازمان، در اين مرحله محيط داخلي نيز در قالب وروديها، خروجيها، فرايند و عملكرد سازمان مورد مطالعه قرار ميگيرند.
(6) تعيين موضوعات استراتژيك پيش روي سازمان: اين مرحله قلب فرايند برنامه ريزي استراتژیک است. موضوعات استراتژيك تصميمات سياسي و اساسي هستند كه بر اختيارات، مأموريت، ارزشها، محصول يا خدمات ارائه شده، مراجعان يا استفادهكنندگان، هزينهها، تأمين منابع مالي، سازمان يا مديريت تأثير ميگذارد. هدف اين مرحله تعيين انتخابهايي است كه سازمان با آنها مواجه است.
(7) تعيين استراتژيها: به منظور پرداختن به هر يك از موضوعات استراتژيك پيش روي سازمان بايد اقداماتي صورت گيرد كه در قالب برنامهها، اهداف، طرحها و . . . بيان ميشوند. اين اقدامات استراتژي ناميده ميشوند. در واقع استراتژي عبارتست از قالبي از اهداف، سياستها، برنامهها، فعاليتها، تصميمات يا تخصيصهاي منابع كه مشخص ميكنند سازمان چيست، چه كاري انجام ميدهد و چرا آن را انجام ميدهد. استراتژيها ميتوانند تحت سطوح سازماني، وظايف و محدودة زماني متفاوتي تعريف شوند.
(8) شرح طرحها و اقدامات: اين مرحله ميتواند در قالب مرحله قبل، مرحله تعيين استراتژيها، انجام شود اما از آنجايي كه كار برنامه ریزی استراتژيك با تعيين استراتژيها به پايان ميرسد و اجراي آن در قالب تعريف طرحها و اقدامات و مديريت استراتژیک برنامه تهيه شده انجام ميشود اين تفكيك صورت گرفته است. به عبارت ديگر از اين مرحله به بعد از مدل برايسون مربوط به اجراي برنامه و مديريت استراتژيك ميگردد. در اين مرحله به منظور اجراي هر يك از استراتژيهاي انتخاب شده تعدادي طرح و اقدام تعريف ميگردد.
(9) تنظيم دورنماي سازماني براي آينده: در اين مرحله، توصيفي از شرايط آينده سازمان در صورت بكارگيري استراتژيهاي تدوين شده و استفاده از تمام نيرو و منابع سازمان، ارائه ميشود. اين توصيف دورنماي موفقيت سازمان ناميده ميشود كه در آن شرحي از مأموريت، استراتژيهاي اساسي، معيارهاي عملكرد، بعضي از قواعد تصميمگيري مهم و استانداردهاي اخلاقي مد نظر همة كارمندان ارائه ميشود. در صورت تنظيم چنين دورنمايي، افراد سازمان خواهند دانست كه چه انتظاري از آنها ميرود، پويايي و همسويي انگيزه و نيروي افراد در رسيدن به اهداف سازمان به وجود آمده و نياز به نظارت مستقيم كاهش مييابد.
(10) برنامه عملياتي يكساله: در اين مرحله با استفاده از اطلاعات تدوين شده در مرحله هشتم و بر اساس اولويتهاي تعيين شده توسط تصميمگيران، يك برنامه عملياتي تهيه شده و بر اساس آن مديريت و كنترل طرحها و اقدامات انجام ميشود.
| عنوان موضوع | فرصت ها |
|---|---|
| عنوان انگليسي موضوع | Opportunities |
| تعريف |
عوامل يا وضعيتهاي برون سازماني كه بر سازمان تأثير مثبت و مطلوب دارند (مي توانند داشته باشند) يا آن را در انجام وظايف يا مأموريتش كمك مي كنند (مي توانند كمك كنند). |
| عنوان موضوع | نقاط ضعف |
|---|---|
| عنوان انگليسي موضوع | Weaknesses |
| تعريف |
كاستي هايي كه در سازمان وجود دارند و توان آن را در انجام وظايف يا مأموريتش كاهش مي دهند. |
| عنوان موضوع | نقاط قوت |
|---|---|
| عنوان انگليسي موضوع | Strengths |
| تعريف |
قابليت هايي كه در سازمان وجود دارند و به آن در انجام وظايف يا مأموريتش كمك مي كنند |
| عنوان موضوع | مديريت مدرسه |
|---|---|
| عنوان انگليسي موضوع | School Management |
| تعريف |
كاربرد تمام وظايف و فعاليت هاي مديريتي براي اداره مدرسه به عنوان يك سازمان با ويژگي ها، ساختار و اهداف خاص آن. |
| عنوان موضوع | مدير |
|---|---|
| عنوان انگليسي موضوع | Manager |
| تعريف |
هر كسي در داخل يك سازمان كه مسئوليت برنامه ريزي، هدايت و كنترل ديگران را به عهده دارد. فردي كه براي تصدي شغل مديريت منصوب شده و چنين شغلي را به عنوان حرفه خود برگزيده است. |
| عنوان موضوع | روابط عمومي |
|---|---|
| عنوان انگليسي موضوع | Public Relations |
| تعريف |
روش هايي كه سازمان ها از طريق آنها به دنبال تأثيرگذاري و شكل دهي نظر عموم مردم نسبت به خود هستند. مطالعه يا فعاليتي مبتني بر پديد آوردن برداشت و تصوري دلخواه نسبت به يك سازمان از سوي عموم به طور كلي يا از سوي گروه خاصي از مردم كه براي آن سازمان اهميت دارند. |
| شرح |
در بازاريابي هم استفاده مي شود اما بيشتر براي ايجاد يك تصور مطلوب از سازمان بكار گرفته مي شود. |